این سه زن ePUB ì این سه PDF/EPUB ²


این سه زن [Read] ➳ این سه زن ➻ Masoud Behnoud – Natus-physiotherapy.co.uk این سه زن by Masoud Behnoud Goodreads این کتاب ۲۷۰ صفحه اولش بیشتر در مورد زندگی رضاشاه از کودکی تا به قدرت رسیدن و مرگش و در این سه زن by Masoud Behnoud Goodreads این کتاب ۲۷۰ صفحه اولش بیشتر در مورد زندگی رضاشاه از کودکی تا به قدرت رسیدن و مرگش و در عین حال هم اشاراتی به این سه زن میکند فصل های پایانی کتاب در مورد اتفاقات بعد از رضاشاه است اقدامات این این سه زن، همسران شاه | ایندیپندنت فارسی این سه زن، همسران شاه چند همسری در دوران سلطنت محمدرضا شاه ممنوع نه اما محدود شد سارا باقری نویسنده امور اجتماعی، زندگی ایندیپندنت فارسی شنبه مرداد برابر با ژوئیه مراسم تشیع جنازه این سه PDF/EPUB ² محمدرضا شاه عکس از ویکی ‫کتاب صوتی این سه زن مسعود بهنود بخش پنجم‬‎ YouTube این سه زن نویسنده مسعود بهنود کتاب صوتی شیعی‌گری نوشته احمد کسروی با صدای ناصر زراعتی بخش اول Duration ‫کتاب صوتی این سه زن مسعود بهنود بخش یازدهم‬‎ YouTube این سه زن نویسنده مسعود بهنود مرموزترین کتاب جهان که با قدرت ناشناخته در یک شب نوشته شده است دانلود کتاب این سه زن کتابخانه رایگان تاریخ ما این سه زن د انلود نویسنده مسعود بهنود موضوعات رمز پسورد wwwtarikhemaorg تهیه توسط ناشناس حجم مگا بایت MB قالب کتاب PDF – پی دی اف منبع الکترونیکی تاریخ ما این سه زن، همسران شاه | ایندیپندنت فارسی این سه زن، همسران شاه چند همسری در دوران سلطنت محمدرضا شاه ممنوع نه اما محدود شد سارا باقری شنبه مرداد برابر با ژوئیه مراسم تشیع جنازه محمدرضا شاه عکس از ویکی‌پدیا محمدرضا شاه پهلوی سه بار ازدواج کرد اما دانلود کتاب این سه زن مسعود بهنود | ایران پیپر فکرِ به هم پیوستن قصه این سه زن مریم فیروز، ایران تیمورتاش و اشرف پهلوی سال پیش و ضمن گفتگو با یکی از نوادگان ناصرالدین شاه جرقه زد.


10 thoughts on “این سه زن

  1. Ahmad Sharabiani Ahmad Sharabiani says:

    In Se Zan These Three Women Masoud BehnoudThe lives of Iran Teymourtash Ashraf Pahlavi and Mariam Firouzتاریخ نخستین خوانش پهاردهم ماه می سال 1996 میلایاین کتاب تاریخ نیست، رمان هم نیست شاید یک روایت تاریخی بتواند باشد «این سه زن» داستان «مریم فیروز» است، و «اشرف پهلوی» و «ایران تیمورتاش»، البته از دیدگاه تاریخی با قلم خوشبوی مسعود بهنود ا شربیانی


  2. محمد شکری محمد شکری says:

    در دفاع از اثر بهنود تفاوت داستان با تاریخ در چیست؟ اگر شیوه روایت و ادعای بیطرفی را کنار بگذاریم که بنظر باید کنار بگذاریم مگر معیاری جز «واقعی» بودن یا نبودن باقی میماند؟من نقدی در سایت راسخون خواندم که متن بهنود را نوعی «سهل نگاری» دانسته و آن را بخاطر عدم ارجاعات درون متنی تقبیح میکرد این نقد به جمله خود بهنود در آغاز کتاب ارجاع داده بود که «این کتاب تاریخ نیست رمان هم نیست شاید یک روایت تاریخی باشد» و گفته بود این توجیهی برای نثر شلخته و سهل انگارانه اوست که نباید وارد تاریخ شود ولی این توصیه از کجا آمده است؟ شما به یاد دارید که کتابهای تاریخ ما در دبیرستان ارجاع درون متنی داشته باشد؟ یا از آن مهمتر، آیا افرادی که کتابهای مقدس را نوعی متن «واقع نما» و تاریخی میدانند این متون را «سهل نویسانه» میدانند؟باید تفاوت مهمی را در این نقطه درک کرد تفاوت میان داستان تاریخی و پژوهش تاریخی که هر دو جزو روایت های تاریخی محسوب میشونداگر از بهنود بپرسیم «ماجرای اشرف، مریم و ایران واقعی بود یا ساخته ذهن تو؟» بنظرتان چه پاسخی میدهد؟ اگر بگوید من اتفاقات واقعی را با سبکی ادبی نوشتم، آنوقت اسم نوشته دیگر تاریخ نیست؟ پس بهنود تقریبا به درستی در مقدمه کتاب میگوید «این کتاب تاریخ نیست رمان هم نیست شاید یک روایت تاریخی باشد»؟ اثر بهنود دو تمایز بزرگ با آثار تاریخی رایج دارد عدم ارجاع متن و نیز افزوده هایی که به ذهن یا خلوت شخصیت های خود مرتبط بوده و قاعدتا مرجعی برای ارجاع ندارد به معنای دقیق کلمه میتوان گفت این متن یک پژوهش آکادمیک تاریخی نیست ولی باز نمیتوان گفت این اثر یک «روایت تاریخی» نیست در اصل اثر بهنود بیشتر نوعی داستان تاریخی است که به عنوان نوعی خاص از روایت تاریخی و بدلیل صمیمیت و روانی، معمولا طرفداران بیشتری دارد از جمله آثار بزرگی که با نحوه نگارش پژوهشی تاریخ فاصله دارد و در ایران بسیار محبوب بوده است میتوان به خواجه تاجدار و خداوند الموت بخصوص بعد از ترجمه توسط مرحوم ذبیح الله منصوری، شبهای پیشاور و حتی تاریخ تمدن ویل دورانت اشاره کرد که همگی ارزش یک روایت تاریخی را با فرض عدم قلب وقایع توسط مولف یا مترجم دارند در نقد کتاب بهنود کتاب «این سه زن» بهنود، به عنوان یک روایت تاریخی، تلاش مهمی در نگریستن تاریخ از نگاه زنان تاثیرگذاری مانند اشرف پهلوی و مریم فیروز بود هرچند سهم ایران تیمورتاش در آن بسیار کمرنگ بود؛ ولی از آن مهمتر، بهنود نتوانسته بود این سه زن را از جایگاه خود این سه زن ببیند و مبنا و چشم انداز او،پدران آنها، رضا پهلوی، عبدالحسین فرمانفرما و عبدالحسین تیمورتاش بود به همین دلیل هم بخاطر سهم عمده تر رضاخان و فرمانفرما، سهم عمده تری به اشرف و مریم رسید جدا از این نقد بزرگ، بهنود با بغض شدید نسبت به خاندان پهلوی به ویژه پدر و دختر با فرمانفرما و دخترش بسیار نزدیکتر بود و این لحن را در داستان نشر داده و مانع از بسط ابعاد دیگر اشرف و رضاخان و حتی مریم و فرمانفرما شده بود؛ منظور من ابعاد دیگری جز خط مشترک منازعات آنهاست ابعاد فرهنگی وسیعی که زندگی این سه زن دربر داشته استپن1 برای من بسیار عجیب است که چرا برخیها بهنود را متهم به پهلوی پرستی در این اثر میکنندرپن2 بهنود در یکی از بخشهای هزارداستان خود که اخیرا منتشر میکند گفته است که ایده «این سه زن» از دل گفتگویی با شازده فرهاد معتمد از آخرین نوادگان زنده ناصرالدین شاه بیرون آمده است او گفته بود که دختر رضاشاه اشرف و دختر فرمانفرما مریم از اول نوعی رقابت داشتند که ادامه پیدا کرد بهنود میگوید حاصل تفکر من روی این حرف پیدا کردن نفر سومی بود که دختر تیمورتاش بود جدای از اهمیت این گفته در پیدایش کتاب، این روایت میتواند تاییدگر خاستگاه غیرمستقیم و نسبتا غیراصیل «این سه زن» درمقابل آن سه مرد پدرهایشان در پرتیراژترین و پرفروش ترین اثر بهنود باشد


  3. فرشاد فرشاد says:

    روایت ژورنالیستی و آمیخته با تخیلات نویسنده از تاریخ معاصر ایران آقای بهنود تاریخ رو تا جایی نوشتید که قابل چاپ شدن باشه؟؟ داستان خیلی قشنگی بود ولی از دیدگاه یه آدم حزبی جهت گیری های مشخص توی روایت و سیاه و سفید نمایی ادم ها که البته خودتون هم تووی مقدمه اشاره کردین که از تکنیک های ژورنالیستی استفاده کردین تاریخ رو با در نظر گرفتن مصلحت ها نوشتین و این جالب نیست شخصا میتونم بگم که چندان به گفته های شما و هم حزبی هاتون اعتمادی ندارم نمونه روشنش دوست لندن نشینتون آقای عطاالله حرفاشون برای اینکه اسباب خنده ای برای جماعت منتظر مهیا کنه جالبه البته بهتر بود این رو هم به کتابتون اضافه کنین که خودتون دارین با همون سرویس ها و شبکه هایی کار میکنین که رمز کودتای بیست و هشت مرداد رو با رادیوهاشون به ایران مخابره کردن و به گواهی خودتون از شروع کار ناصرالدین شاه تا پایان کار پهلوی رد پاشون همیشه تووی سیاست ایران دیده شده همکاری و نزدیکی خودتون و دوستان گرامیتون با انگلیسا هم جالب و قابل تامل هست بهرحال کتابتون از نظر نگارش کاملا جالب و گیرا و دلنشین بود ولیکن تاریخ نویسی کار شما نیست با اینکه به توانایی های ادبیتون شک ندارم و کتابها و مقالاتتون رو همیشه تحسین کردم کتاب جالبی بود خوندنش لذت بخش بوود و درد آور


  4. محمدجواد مهدیزاده محمدجواد مهدیزاده says:

    تا حالا براتون پیش اومده بین کتاب هایی که خیلی مطالعه کردید، کثرت تعدادشون باعث بشه بعضی هاشون رو فراموش کنید تا اینکه مجدد یادتون بیادهمین اتفاق در مورد «این سه زن» بهنود برای من افتاد تا این که از دوباره چشمم خورد بهش سال ها قبل بود که این کتاب رو خوندم و خیلی چیزها در موردش دوباره به ذهنم اومدماجرای رقابت دخترهای سه نفر از بزرگترین رجال وقت این کشور بر سر مسائل شخصی ایده جالبی برای نگارش بود حداقل از این که این کتاب رو خوندم با اینکه زاویه دیدم از زاویه دید مسعود بهنود نیست پشیمون نیستم و به نظرم کتاب جذابی هست هم از حیث داستان و هم از حیث نگارش


  5. Armina Salemi Armina Salemi says:

    آدم جداً اعصابش خورد می‌شه این کتابا رو می‌خونهکاری که موقع خوندن کتاب‌های تاریخی می‌کنم و ازش خوشم میاد، اینه که وسطش شروع می‌کنم سرچ‌کردن و گشتن دنبال شخصیت‌ها و سرنوشتشون و اسم‌هایی که گذری بهشون اشاره می‌شه باعث می‌شه خوندن کتاب خیلی طول بکشه، ولی تصویر بهتری به آدم می‌ده


  6. Fereidun Fereidun says:

    این کتاب برای کسانی که مثل من هیچگونه آشنایی که با تاریخ معاصر ایران از تاریخ کودتای اسفند 1299 تا انقلاب 1357 ندارند می‏تواند شروع خوبی باشدالبته چندان روایات این کتاب از وقایع تاریخی، تحلیلی نمی‏باشد، بلکه بیشتر روایتی است داستان وار از آنچه اتفاق اتاده است گویی نویسنده بهنود با همین بیان سلیس خودش به شما بخواهد بگوید که چه کسانی تاریخ ایران را در این برهه رقم زده‏انداگرجه اسم این کتاب سه زن است ولی در واقع روایت سه مرد است که هریک نقش بسزایی در تاریخ ایفا کرده‏اند رضاخان، تیمورتاش و فرمانفرما که این سه تن، داستان زندگی آن سه زن کتاب را به هم پیوند می‏دهندبه نظر می‏رسد که ترتیب قرارگیری تصویر این سه زن در پشت جلد، اتفاقی نباشد چرا که در خلال داستان آدم حس می کند که مریم فیروز بهره‏ی بیشتری را از نام کتاب نسبت به اشرف، و اشرف نسبت به ایران برده استبه نظرم برخلاف آنچه بهنود در ابتدای کتاب ادعا کرده، روایت داستان به گونه‏ای است که بعضاً جهت‏گیری‏های درونی نویسنده در آن به احساس می‏شود البته شاید کمتر ایرانی‏ای را بتوان یافت که در او حب به مصدق و بغض از کودتای 28 مرداد وجود نداشته باشد


  7. امیر امیر says:

    طنز تلخ تاریخ ینی مسعود بهنود توی همه ی کتابایی که ازش خوندم داره از انگلیس و دستکاریاش توی ایران بد میگه از کارشکنی و کودتا تا پول دادن به مخالفا و ولی خودش برنامه مرتب توی بی بی سی داره هنوز نمیدونم کتابای بهنودا باید به چشم تاریخ نگاه کنم یا داستان اگه تاریخی باشه من چیز زیادی نمیتونم بگم ولی داستان باشه یه هویی غیب زدن دختر سردار اعظم طیمور تاش از وسط کتاب واقعا به داستان طمه زده همینطور تعداد زیاد شخصیتا یه مقدار فهمیدن داستانا سخت کرده بودیه سوال از دوستان فهمیدین اخرش سر ایروم چی اومد؟ من احساس میکنم یه بیست صفحه از وسط کتاب نبودهکیفیت عکس ها خیلی در به داغونهای کاش یکم این نثر سلیس و روان در خدمت یه مغز بدونه جهت گیری بود


  8. Sadegh Sadegh says:

    یکی از بهترین کتاب هایی که در حوزه تاریخ معاصر خواندم کتمان نمیکنم که علاقه شخصی ام به مسعود بهنود بدلیل بیشترین قرابت فکری که به نسبت سایر شخصیت های این تیپی با او دارم هم در این لذت بردنم سهیم بوده بدلیل سبک داستانی و علی الخصوص نثر فوق العاده دوست داشتنی جناب بهنود به راحتی می توان به هر نوع مخاطبی با هر سلیقه ای پیشنهادش داد در مورد فکت های تاریخی و اثری که اتفاقات زندگی شخصیت های کتاب در دوران خود بر تاریخ ایران گذاشته اند در مقایسه با چیزی که نویسنده دوست داشته در کتاب نشان دهد البته می توان بسیار صحبت کرد اما قطعا خواندنش جدای از لذتی که بوسیله همراه شدن با اتفاقات و پستی و بلندی های زندگی «این سه زن» بهتان می دهد از دید تخصصی هم بسیاری از جنبه های تاریک و البته مهم این دوره از تاریخ ایران را برایتان بهتر باز می کند و خلاصه توصیه میکنم بخوانیدشفکر میکنم پنج ستاره منصفانه باشد و البته باعث شد بفکر زود تر اجرا کردن تصمیم قبلی ام برای خواندن بقیه کتاب های بهنود بعد از این کتاب بیفتم


  9. دانیال بهزادی دانیال بهزادی says:

    ‫خب تصویب شد علاقه‌ای به خوندن کتاب‌های تاریخی ندارم‫همیشه می‌دونستم که سبک تاریخی، سبک مورد علاقهٔ من نیست ولی چون تقریباً هیچ کتابی از این سبک نخونده بودم، نمی‌تونستم خیلی با اعتماد این رو اعلام کنم این کتاب با این که کاملاً هم یه کتاب تاریخی نبود و یه داستان بود که در بستر تاریخ روایت می‌شد، نتونست من رو اون‌جور که یه داستان باید جذب می‌کرد، به خودش جذب کنه‫البته از منظر داستانی برخی جاهاش مخصوصاً اواخر کتاب جریان خوبی پیدا کرده بود و خوندنش رو خیلی راحت‌تر کرده بود هم‌چنین اطّلاعات تاریخی خیلی خوب و جالبی از خوندن این کتاب دستگیرم شد که برام عجیب بود چه‌طور پیش از این نمی‌دونستم مثلاً‌ همیشه لفظ کودتای ۲۸ مرداد رو شنیده بودم، ولی به طور عجیبی چیزی از انقلاب سال ۱۳۲۰ ایران که مردم شاه رو از کشور بیرون کردن، نظام ایران به صورت رسمی به جمهوری تغییر کرد و مقدّمات انتخابات ریاست جمهوری برگذار شد نشنیده بودم


  10. mona aghazade mona aghazade says:

    من این کتاب و 120 صفحه خوندم اما اون چیزی که می کردم نبود همونقدری که به تاریخ علاقه دارم به تاریخ معاصر علاقه ای ندارم مخصوصا ازدوران احمد شاه تا محمدرض و گاهی تا انقلاب برام جذابیتی نداره این کتاب و برادرم پیشنهاد داد دو 2 سری تلاش کردم بخونم اما نتونستم باشد در آینده شاید خواندم


Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *