کتاب بی‌نام اعترافات eBook ↠


  • Paperback
  • 304 pages
  • کتاب بی‌نام اعترافات
  • داوود غفارزادگان
  • Persian
  • 23 October 2016
  • 9789642432974

10 thoughts on “کتاب بی‌نام اعترافات

  1. Hanie Ghaderi Hanie Ghaderi says:

    خواندنش بيش از حد انتظار طول كشيد ايراد نه كه از كتاب، كه از سرِ شلوغ من بود كه پنج شش صفحه خواندنش را ميان بدو بدو هايم جا ميدادم كتاب بدي نيست انصافا؛ و خوبي هاي خاص روايتي خودش را دارد از آن هاييست كه آخر كتاب ضربه اش را ميزند و مدتي در شوك ميگذاردت يعني سراسر كتاب فكر ميكني با كليشه ي حال و هواي انقلاب بچه هاي هفده ساله طرفي و بعد ميفهمي ماجرا بازي ديگريست


  2. Majeed Estiri Majeed Estiri says:

    مزخرف مزخرف مزخرفاز من به عنوان کسی که بیش از پانزده سال از جدی می‌خوانم و مینویسم بشنوید و وقت عزیزتان را با خواندن این اوهام حرام نکنیدیک 🌟 هم زیادی بود برایش اما چون پهلوی را خوب هجو کرده بود دو 🌟 بهش دادم


  3. Milad Ghezellu Milad Ghezellu says:

    داستان در سه سطح روایت می‌شود سطح ۱ زمان جنگ سطح ۲، زمان قبل از انقلاب، سطح ۳ دفترچه خاطرات و البته راوی هر سه روایت متفاوت و همینطور فضای هر کدام با دیگری متفاوت استدر سطح ۱ روایت پسر را می‌بینیم که در دوران جنگ باید کاغذهایی را که از پدرش به جا مانده و با نخ قند پیچیده شده را بازنویسی کند و در حقیقت سطح ۲ که در زمان قبل از انقلاب و خاطرات پدر این پسر را از بازنویسی‌های پسر می‌خوانیم در حین بازنویسی‌های پسر به رابطه‌اش با مادرش می‌پردازد و سطح ۳ نیز خاطراتی است که پدر از دیگران نقل کرده و آنها را نیز در بازنویسی پسر می‌بینیمداستان در اردبیل اتفاق می‌افتد و بیشتر صفحات کتاب متعلق به روایت پدر است، از کودکی‌اش و زندگی‌اش که به وضع اجتماعی و سیاسی آن زمان می‌پردازدبرای اینکه خواننده در حین رفت و برگشت این روایت‌ها دچار سردرگمی نشود، نویسنده هر کدام از روایت‌ها را با یک نوع خط و یک میزان حاشیه‌ی متفاوت در کتاب آورده استاما نکته‌ی جالبتر این کتاب، روایت خود نویسنده از نوشتن کتاب است که پس از به پایان رسیدن داستان اصلی قرار دارد نویسنده در این بخش به می‌نویسند که در یکی از جلسات داستان‌خوانی یک زنی را می‌بیند و و پس از پایان این بخش خواننده شک می‌کند که آیا این داستان واقعی است یا تخیلی؟ آیا نویسنده خواننده را دست انداخته است؟


  4. Kowsar Kowsar says:

    اصلا نمیدونم راجع به این کتاب چی بنویسم یک شلم شوربایی نویسنده درست کرده با کلی واژه های سخیف ، نمیدونم چرا اینقدر لحن بد و فحش و فضیحت بین نویسندگانمون باب شده، دلم نمیخواد توهین کنم ولی هدف نویسنده از نوشتن این کتاب چی بود آخه؟؟؟؟؟؟


  5. Ahmad Sharabiani Ahmad Sharabiani says:

    عنوان کتاب بی نام اعترافات؛ نویسنده داوود غفارزادگان


  6. Mohammad Sadegh Rasooli Mohammad Sadegh Rasooli says:

    عجب


  7. ZaRi ZaRi says:

    این جمعه با مادر به ملاقات دایی ایوب رفتم قیافه دایی ایوب همیشه راه راه در نظرم می آید من شناسنامه ام را برده بودم اما پاسبان ها راهم ندادند، گفتند فقط بستگان درجه اول؛ من ندانشتم درجه ام چندم است دایی ایوب جز ما خواهرزاده ی دیگری ندارد فامیل های دایی ایوب فقط ما هستیم مادر درجه یک بود برای همین گذاشتند توی زندان برود و برادرش را ببیند مادر توی زندان رفت من بیرون ماندمیک مرد با کلاه شاپو آمد کنارم ایستاد و سیگار کشید به من گفت بابات آن تو است؟ من نگفتم بابا ندارم گفت داداش ات چاقو کشیده؟ من نگفتم خودم داداش ام گفت من پسرم را گرفتند بی همه چیزها تو چرا آمدی؟ من گفتم چه کار کرده مگر چاقو کشیده؟ به عمد این طور گفتم تا تلافی حرف بی خودش را درآورده باشم


  8. خورشید خورشید says:

    اگه آقای رضا امیرخانی پارسال در برنامه کتاب باز از این کتاب به عنوان یکی از رمانهای خوبِ نگارش شده در حالِ حاضر، نام نمیبردند، شاید هیچ وقت اسمش هم به گوشم نمیخوردبرای اونایی که میخوان جدی داستان بنویسند، خوندنش بد نیست روایت موازی یکجا جمع شدنِ شیوه های متفاوت نگارش به خصوص قسمتی که مثلِ فیلمنامه نوشته بودند متاسفانه محتوا ضعیف در صفحه 336 اشاره به راویِ بی نام و نشان، دو صفحه ای که ارجاع داده میشود در ویرایش جدید کتاب توسط نشر کتاب نیستان تغییر پیدا کرده که اصلاح نشده است واقعاً نویسنده ی داستان کی بود؟


  9. Nasrin Nasrin says:

    کتاب را به واسطه تنوع تکنیک های نوشتنش دوست داشتم اما شاید این همه تنوع در یک جا لازم نبودتنوع راوی، تنوع زمانی، شکستن مرزهای زمان و مکان، و سرسری گذشتن از ماجراهاییکه هریک میتوانست خود در قالب یک داستان بیاید گاهی به کار لطمه زده اما در کل من را جذب کرد علیرغم این که به گفته نویسنده بسیار سانسور شده است اما باز هم به نظرم فرصت خوبی به آن داده اند که توانسته در شرایط غریب این روزها مجوز بگیرد و چاپ بشودنسخه الکترونیکی اش را از فیدیبو خریدم ودر این روزهای کرونا زده خواندمش


  10. منصوره رضایی منصوره رضایی says:

    کتابی که دو روزه، تمامش کردم دست‌نوشته‌هایی که از پدری نویسنده به پسری که به ادبیات و نوشتن، تمایل دارد می‌رسد و روایت پسرِ آن داستان با زندگی پسر نویسنده، آمیخته می‌شود یعنی در آنِ واحد، دو داستان می‌خوانیم خلاقیتهای روایی و لحنی نویسنده، استفاده از بینامتنیتهای ادبی و تاریخی و زبانی و اساطیری، از دیگر نقاط جالب این کتاب است


Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

کتاب بی‌نام اعترافات[PDF / Epub] ☂ کتاب بی‌نام اعترافات Author داوود غفارزادگان – Natus-physiotherapy.co.uk گفته بودند من سیزیف این ماجرایم و تا آخر عمر کارم غلتادن سنگ بیهودگی است البته بعدها فهمیدم که منظورشان همین ب گفته بودند من سیزیف این ماجرایم و تا آخر عمر کارم غلتادن سنگ بیهودگی است البته بعدها فهمیدم کتاب بی‌نام eBook É که منظورشان همین بیهودگی نوشتن بوده اما من خودم راستش اسطوره را از روی عکس قوطی پنج کیلویی روغن نباتی به یاد دارم یعنی کنجکاو شده بودم که این مرد کیست که یک‌تنه همه‌‌ی جهان را بر دوش دارد به گمانم نُه یا ده سالم بود‏.


About the Author: داوود غفارزادگان

داوود غفارزادگان متولد ۱۳۳۸ دراردبیل، بیش از دو دهه است که برای گروه سنی بزرگسال و نوجوان می‌نویسد کتاب بی‌نام eBook É رمان جنگی «فال خون» این نویسنده در امریکا ترجمه شده و مجموعه داستان «ما سه نفر هستیم» از کتاب‌های برگزیده بیست سال ادبیات داستانی است از آثار بزرگسال این نویسنده می‌توان به کتاب‌های «راز قتل آقا میر»، «دختران دلریز»، «شب ایوب» و «کتاب بی‌نام اعترافات» و در حوزه نوجوان از «پرواز درناها»، «سنگ اندازا.